illiden مدیر سایت وضعيت: آفلاين 14 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 186 امتياز: 20873 تشکر کرده: 4 تشکر شده 7 بار در 7 پست
محل سكونت: AnzaliPort
ارسال شده در: چهارشنبه، 15 ارديبهشت ماه ، 1389 00:07:41 موضوع مطلب: گروه های متال ایرانی
نویسنده : مرد تنها
فکر کردم شاید بد نباشد با گروههای راک و متال ایرانی بیشتر آشنا شویم و نقدی هم بر آثار این گروهها داشته باشیم.
همچنین با عقاید و فلسفه بسیاری از آنها آشنا شویم و عملکرد آنها را مورد بررسی قرار دهیم.
همچنین شما می توانید گروههای راک و متال ایرانی را در این تایپیک معرفی کنید و در موردشان توضیحاتی را بفرمایید تا علاقمندان این موسیقی بیشتر بتوانند با هنرمندان داخلی آشنا شوند و خوب این حمایت از سوی ما انشاالله نقطه امیدیست برای مصمم تر شدن موسیقیدانان این سبک و پیگیری بسیاری علاقمندان.
در ابتدا چند گروه ایرانی را معرفی میکنم تا نقدی بر آثارشان داشته باشیم :
Ahoora
Amertad
Arthimioth
Cotalors
Explode
Farshid Arabi
Farzad Ajory
Farzad Golpaygani
Hack
Hadi Pakzad
Hooman Ajdari
Husht
kahtmayan
Kavian
Khak
Kiosk
Medium
OHUM
Orientalsilence
safir-e-arsh
Schizoidman
SDS
Soul nidus
و البته کسانی که در سبک هایی اشتراکی پاپ و راک کار می کنند مانند:
رضا یزدانی
کاوه یغمایی
نوریک میساکیان
اسمائیل اسفندیاری و ...
اما می خوام بیو گرافی آقای اعرابی رو براتون بذارم و متن آلبوم پنهان :
بی شک بزرگترین و بهترین آلبوم متال ایرانی توسط آقای اعرابی ساخته و اجرا شده است. صدای صاف و رسا . تکنیک های آهنگ سازی و نوازندگی و انتخاب مناسب اشعار از مشخصات بارز آلبوم "پنهان" فرشید اعرابی است.
فرشید اعرابی که پیش از این به ساخت موسیقی فیلم میپرداخت بعد از سالها انتظار بالاخره در سال 1382 آلبوم پنهان را وارد بازر نمود (با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) .
فرشید اعرابی یکی از آهنگ سازان پخته و الحق متفکر آن هم با اعتقادات شیعی (عرفانی) هستند که بنده فکر میکنم بی اشتباه ترین آهنگ ساز راک و متال در ایران هستند.
همچنین ساخت آهنگ ... نوازدگی تمام سازها ... خوانندگی و تنظیم آهنگ ها در این آلبوم به عهده خودشان بوده است.
کلیه آهنگ ها بار ملودیک دارند و بر عکس برخی از گروهها که به ریتم اکتفا می کنند ایشان با دقت و ظرافت توانسته اند موسیقی و شعر را به درستی با هم در آمیزند بگونه ای که در صدایشان اختلالی وارد نشود و اشعار و واژه ها را به راحتی بتوانیم تشخیص دهیم. (اکثر گروههای راک و متال به علت ناهماهنگ بودن این موسیقی با زبان فارسی کلمات را ناواضح تلفط میکنند و مخاطبی که شعر را نمیشاسد ممکن است در تشخیص دچار مشکل شود اما در مورد آلبوم "پنهان" چنین نکته ای صادق نیست)
در فرصت مناسبی سعی میکنیم آهنگ های این آلبوم را تک تک بررسی کنیم.
آلبوم پنهان:
1- داد ز بي داد (شاعر عباس روشن زاده)
2- كافران (شاعر مولانا)
3- پنهان (شاعر مولانا)
4- خزان قصه ها (شاعر عباس روشن زاده)
5- خط آخر (شاعرمحمود استاد محمد)
6- افسانه شو (شاعر مولانا)
7- رقص بهار (شاعر عباس روشن زاده)
8- قفل بي نشون (شاعرمحمود استاد محمد)
9- تبار من (شاعرعباس روشن زاده)
10- مولا علي (بی کلام)
آهنگسازي و تنظيم : فرشيد اعرابي
گيتار الكتريك ، گيتار باس : فرشيد اعرابي
برنامه ريزي درامز : فرشيد اعرابي
ساز هاي الكترونيك : فرشيد اعرابي
متن اشعار آلبوم "پنهان":
داد ز بیداد:
قلندران رهگذر از اين زمانه داد داد
به جرم شعر و شاعري دمي ست رفته ام ز ياد
قصه پر غصه دل زود گذشت و سر رسيد
بي سر و بي پا دل من بس كه به پاي سر دويد
در عطش شعله شدن سوختم و دم نزدم
دودم و خاكستريم شعله بر عالم نزدم
هر چه نوشتم به ورق مرثيه هاي خاك بود
سوي زمين و آسمان زمزمه هاي پاك بود
راه سياه خانه را هيچ ستاره اي نيست
بغض ترانه هاي من كهنه شد اما نشكست
واژه به واژه خط به خط از شب و اشك گفته ام
شب به ستاره ها رسيد در دل اشك خفته ام
ای کافران:
ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
ای مطربان ای مطربان دف شما پر زر کنم
ای تشنگان ای تشنگان امروز سقایی کنم
این خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنم
تو نطفه بودی خون شدی
وانگه چنین موزون شدی
سوی من آی ای آدم آذینت نیکوتر کنم
من غصه را شادی کنم وان راه را هادی کنم
من گرگ را یوسف کنم من زهر را شکر کنم
ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم
زیرا که مطلق حاکمم مومن کنم کافر کنم
ای بیکسان ای بیکسان جاء الفرج جاء الفرج
هر خسته ی غم دیده را سلطان کنم سنجر کنم
ای کیمیا ای کیمیا در من نگر زیرا که من
صد دیر را مسجد کنم صد راه را منبر کنم
تو نطفه بودی خون شدی
وانگه چنین موزون شدی
سوی من آی ای آدم آذینت نیکوتر کنم
من غصه را شادی کنم وان راه را هادی کنم
من گرگ را یوسف کنم من زهر را شکر کنم
ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم
زیرا که مطلق ها که من مومن کنم کافر کنم
افسانه شو:
حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن
وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي
گر سوي مستان ميشوي مستانه شو مستانه شو
بايد جمله جان شوي تا لايق جانان شوي
گر سوي مستان ميشوي مستانه شو مستانه شو
چون جان تو شد در هوا ز افسانه شيرين ما
فاني شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو
تو ليله القبري برو تا ليله القدري شوي
چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو
قفلي بود ميل و هوا بنهاده بر دل هاي ما
مفتاح شو، مفتاح را دندانه شو دندانه شو
بنواخت نور مصطفي آن استن حنانه را
کمتر ز چوبي نيستي حنانه شو حنانه شو
حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن
وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي
گر سوي مستان ميشوي مستانه شو مستانه شو
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي
پنهان:
اینجا کسی است پنهان
دامان من گرفته
خود را سپس کشیده
پیشان من گرفته
اینجا کسی است پنهان
چون جان و خوشتر از جان
باغی به من نموده
ایوان من گرفته
اینجا کسی است پنهان
همچون خیال در دل
اما فروغ رویش ارکان من گرفته
اینجا کسی است پنهان...
اینجا کسی است پنهان
مانند قند در نی
شیرین شکر فروشی دکان من گرفته
جادو و چشم بندی ،چشم کسش نبیند
سوداگری است موزون ،میزان من گرفته
چون گلشکر من و او در همدگر سرشته
من خوی او گرفته ،او آن من گرفته
اینجا کسی است پنهان...
گوید ز گریه بگذر
زان سوی گریه بنگر
عشاق روح گشته ،ریحان من گرفته
یاران دلشکسته ،بر صدر دل نشسته
مستان و می پرستان میدان من گرفته
ینجا کسی است پنهان ،دامان من گرفته
خود را سپس کشیده ،پیشان من گرفته
اینجا کسی است پنهان ،چون جان و خوشتر از جان
باغی به من نموده ،ایوان من گرفته
اینجا کسی است پنهان...
تبار من:
من از غروب خسته ام من از چراغ مردگي
از اين ستاره كشتن و رواج سرسپردگي
بر آسمان نظاره كن حادثه ايست در كمين
چگونه بركنم من اين غبار از دل غمين
چه ظلمتي گرفته اين شب بهار مرده را
تو بي بهانه مي بري بهار نورسيده را
شب از ستاره ها تهي من به اميد روشني
چه بي صدا نشسته ام به انتظار روزني
صداي خسته اي مرا به اوج مي كشاندم
به چلچراغ روشن ترانه مي نشاندم
من از نژاد نور و از تبار روشناييم
من آخرين مسافر ديار آشناييم
به صبح رفتنم نگر چه شادمانه مي روم
پي ستاره اي شدن چه مومنانه مي روم
من از غروب خسته ام خسته ام خسته ام
خزان قصه ها:
چرا به سر نمي شود خزان قصه هاي من
چرا نمي رسد به گوش طنين نعره هاي من
رها نمي كند مرا اين تن خاكي حقير
رسيده ام به انتها مرا تو از تنم بگير
چه سرنوشت مبهمي نوشته شد براي من
نمي رسد به داد دل گريه هاي هاي من
بيا بيا عطش شكن بيا بيا كه تشنه ام
بيا هنوز ياد آن سينه ريش و دشنه ام
مرا به خلوتي رسان ترانه اي ساز كن
اين شب بي ستاره را تا سحر آغاز كن
مرا بخوان اميد جان كه در سكوت خوانده ام
گوشه نشين غربتم در انتظار مانده ام
كجاي اين دربه دري به شور و حال مي رسم
پرسه زنان و بي اميد من به زوال مي رسم
بیا بیا عطش شکن، بیا بیا که تشنه ام
بیا هنوز یاد آن سنه ریش و دشنه ام
رقص بهار:
از اين خزان رسيده باد شبانه كوچ مي كنم
به يك اشاره هر چه را كه مانده پوچ مي كنم
بسان عابران مست پر از ترانه مي شوم
حماسه ساز رويش سبز جوانه مي شوم
رقص بهار مي كنم به باغ غنچه هاي شاد
سپرده ام پيكر خود به تازيانه هاي باد
اون همه انتظار را گور به گور مي كنم
از دل راه كوره ها ساده عبور مي كنم
نغمه ناشنيده اين شبانه بوده ام
عارف محنت زده گوشه خانه بوده ام
زورق تشنگي من گر چه به جايي نرسيد
در تن من جاي عطش روح صبورانه دميد
منبع : GuilanMusic
توجه : تذکر : اگر قصد استفاده از این مطلب را در سایت دیگری دارید ، ذکر منبع الزامیست .
تیم قدرتمند گیلان موزیک برای پیشرفت موسیقی ایرانیان _________________ new address GuilanMusic